17
فروردین

بعثت مردم!

گاهی اوقات ابژه شناسایی آنقدر بزرگ و هیبتمند است که فاعل شناسا مبهوت میشود و عقل به خلسه میرود و شاید به کلی از میدان بدر میرود تا شناسای بینوا فقط بچشد!
اتفاقی که این روزها افتاده است از این  دست ابژه های دهشتناک است. الان بیش از سی روز است مردمی که «مردمیت» وجه اصلی شان است، مکان را به لامکان تبدیل میکنند. هر شب از ساعت 8، یکی یکی و اتوامتیک به وعده گاه میآیند، به محل قرار!… قراری که با رهبر خود گذاشته اند. با سید مجتبی!… هیچ کس هیچ کس را نمیشناسد، اما همه با عشق به یکدیگر ذل میزنند و فریاد میزنند و گاهی با بغض و اشک همراه میشود فریادهایشان!
این اتفاقی نیست که تا کنون افتاده باشد، لااقل حافظه ی تاریخ به یاد ندارد چنین واقعه ای را…و شگفت انگیزتر اینکه زمان هم حریفش نمیشود.
دانش نشانه شناسی را هم میتوان در این میدان آزمود و نظریاتش را به سنگ محک گذاشت و دوباره کاوید ذهن انسان و رقص نشانه ها در میدان اراده انسان را…
به همه نظریه پردازان علوم انسانی پیشنهاد میکنم قلم و کاغذ بردارند و بیایند یک گوشه میدان این شب ها بنشینند و آنچه خوانده اند را دوباره مرور کنند… رساله ها و نظریه ها تولید خواهد شد در ذهن خلاق پژوهشمدار!
اما چیزی که مو به تن آدم سیخ میکند… سخنرانی های آخر رهبری شهید است… کلیدواژه هایی که شاید وقتی ادایشان میکرد کسی فکر نمیکرد دارد از چه واقعه عظیمی سخن میگوید. فرمود « خداوند مردم را مبعوث خواهد کرد! »… این کلام پیامبرگونه را چطور میتوان تحلیل کرد؟ 
و چگونه میتوان هنوز هم شک داشت و صف حق را از باطل بازنشناخت؟؟

حس میکنم پس از این یکی دوماه اگر کسی بر باطل باقی بماند در عرصه سیاسی ایران، خسرالدنیا و الآخره خواهد بود زیرا حجت بر همه تمام شده است و اگر اختلالات نفسانی و عقلانی جدی در کسی نباشد به وضوح  میبیند و میشناسد سیمای منور حق را!
به روزهای پیروزی شکوهمند مجتبی سلام کنید زیرا نمیگذاریم از بی یاوری و بی سربازی مجبور به صلح شود… زیرا ما مردم مبعوث شده ایم!


free b2evolution skin


فرم در حال بارگذاری ...