قیاس اولویت در فقه یهود קַל וָחֹמֶר
ظاهرا موضوع روش شناسی فقه یهود برای طلاب جذاب بوده است. پیشنهاد شد اصول سیزده گانه میدوت ربی اشمایل را ارائه کنم.
از قیاس اولویت شروع میکنم.
چیزی شبیه قیاست اولویت، تحت عنوان קַל וָחֹמֶר (کَل وَخُومِر) یعنی «از سبک به سنگین» در کتاب ربی اشمایل (اسماعیل) به عنوان یک اصل آمده. ربی اسماعیل میگوید اگر حکمی در مورد سبکتر صادق باشد، در مورد سنگینتر نیز حتما؛ یا به قول ما به طریق اولی؛ صادق است. منظور از کَل (سبک) و خومر(سنگین) سختی و آسانی حکم است و اموری ظاهری و عرفی است و رابطه اولویت منطقی به معنای دقی و فنی آنچنان که در فقه اسلامی طرح شده مطرح و تبیین نشده بلکه یک قیاس اولویت عرفی مطرح است.
مثلا در ماسخت کیدوشین מסכת קידושין یا همان مباحث نامزدی در تلمود بابلی، بحث درباره راههای کینیان (קִנְיָן) یا همان کسب یا تملک یک زن برای ازدواج مطرح است.
در اثبات اینکه زن با پول تملک میشود اینگونه امده است: «…و آیا این یک استدلال منطقی نیست؟ اگر کنیز عبری که با آمیزش کسب نمیشود، با پول کسب میشود، پس زنی که با آمیزش کسب میشود، آیا سزاوار نیست که با پول نیز کسب شود؟» ربی دیگر این استدلال را با اثبات فارق رد میکند و میگوید: «از طریق کل وخومر نمیتوان این را استنتاج کرد، زیرا میتوان اعتراض (פירכא) کرد : آنچه به کنیز عبری اختصاص دارد این است که او با پول آزاد میشود؛ آیا میتوانی همین را در مورد زنی بگویی که با پول آزاد نمیشود (بلکه با گت آزاد میشود)؟» (Kiddushin 4b)
پ.ن:
1- این نکته را باید توجه کنیم که فقه یهود به این دقت و شدتی که فقه اسلامی مبتنی بر منطق و دارای مبانی فلسفی است، هرگز نبوده است و حتی رامبام (همان موسی بن میمون خودمان) که به عنوان فقیهی با گرایش فلسفی دانسته میشود در آثارش بسیار بدوی از منطق و فلسفه بهره میگیرد. وقتی با فقه یهودی سروکله میزنید بیش از ساختار منطقی و مفهومی دقیق، حکومت سنت و ادبیات تعبدی را خواهید دید. اغلب پژوهشگران تطبیقی از این امر غفلت میکنند و فکر میکنند مثلا اگر یک چیزی را در متون یهودی دیدند میتوانند با اتکا به اصل سازگاری منطقی درونی، به شبکه مفاهیم و استدلالهای دیگر فقه یهودی تسری دهند. این واقعا خطاست و باید دقیقا هر بحث و موضوع را دقیقا در سنت حاخامی به صورت انضمامی مطالعه کنند. البته در فقه اسلامی هم تا حدودی این صادق است اما نه به شدت و حدت فقه یهود. دقت در این تفاوتهای ماهوی و منطقی و مفهومی برای تطبیق دو سنت فقهی بسیار مهم است.
2- انشاء الله اصول دیگر را هم همینطور خلاصه معرفی خواهم کرد. به شرط حیات.
3- یادم باشد در باب مفهوم کنیان یا قنییان קִנְיָן (در عبری مدرن چون مصوتها را به شکل حروف ظاهر میکنند مینویسند קניין) در نظام خانواده یهودی بنویسم بخصوص با نگاه تطبیقی با برخی تعاریف در فقه اسلامی از نکاح.
4- اعتراض (פירכא) کردن تقریبا همان اثبات فارق است.
والله اعلم وعلیه نتوکل

