7
تیر

پایگاه جامع قرآنی و ابزارهای بی نظیر

پایگاه جامع قرآنی از سامانه های تحت وبی است که مرکز پربرکت کامپیوتری نور آنرا ایجاد کرده است.


امکانات بسیار عالی برای هر گونه پزوهش در این وبگاه فراهم شده است. 
یکی از جذابترین ها امکان ایجاد پیکره های زبانی با ویژگیهای مورد نظر در بخش معجم صرفی است.
برای هر پژوهشی در ارتباط با قرآن نیازمند پیکره های مورد نیاز هستیم. به راحتی با امکاناتی که در بخش معجم صرفی فراهم شده میتوانید با ویژگیهای مد نظر و مورد  نیاز پژوهشتون پیکره قرانی تونو بدست بیارید.
البته خب چنین هدفی در این وبگاه مشخصا دیده نشده است. یعنی میشد با یکی دو تا دکمه اضافه، «ایجاد پیکره قرآنی» به امکانات معجم صرفی اضافه شود.
در حال حاضر شما فقط داده های پیکره رو در سمت چپ خواهید دید و باید انرا کپی و در فایل مدنظرتون جایگذاری کنید. و خب البته تغییرات مختصری جهت حذف اضافات انجام بدید.
همین هم خودش خیلی خیلی در وقت پژوهشگران صرفه جویی خواهد داد.
از همین معجم میتوانید مستقیما به تحلیلهای نحوی و تفسیری و…  در مورد هر آیه منتقل شوید. 
خلاصه این پایگاه پاتوق شما خواهد شد اگر در حال پزوهشهای قرآنی هستید.

وعلی الله فلیتوکل المتوکلون


free b2evolution skin
30
خرداد

مباحثه، از سنت پژوهشی تا تکنیک یادگیری!

یکی از سنتهای قدیمی حوزه «مباحثه» است.
اتفاقی فایل صوتی صحبتهای یکی از اساتید قدیمی حوزه آقایان رو شنیدم که میگفتند، قدیمها مباحثه یک چیز جدی بود و آدم همفکر و مخالف خودشو در مباحثه پیدا میکرد موضوعات مهم مطرح میشد خیلیها در همین مباحثه ها راه خودشونو از بقیه جدا میکردند، خیلی ها کتابهاشون در این جلسات جرقه میخورد و …..  الان فقط  دور هم جمع میشوند با هم درس میخوانند کتاب میخوانند… کتاب را که تنهایی هم میتوانید بخوانید!
گویا پیش از این در مباحثه ها «مساله» ها مطرح میشدند و چیزی شبیه مناظره واقعی بوده است، امروز اما در حد یک تکنیک یادگیری برای تحلیل و تثبیت مطالب کتابها انجام میشود در اغلب موارد.
بنده شخصا هیچ وقت جذب این مراسم (به زعم من بی معنا و فایده) مباحثه که در مدرسه اجباری بود نشدم و حتی فراری بودم. در هر مباحثه ای هم که به علت افتادن در چنگ قوانین مدرسه مجبور به شرکت میشدم همه عاصی میشدند و میرفتند شکایت میکردند که این را ما نمیخواهیم بیاید در گروه ما.  گاهی یکی دوتا مثل خودم از همه جا رانده را گروه میکردند تا با هم مباحثه کنیم… آنقدر با هم به ناکجاها سرک میکشیدیم که از مسیر تعیین شده کلا خارج میشدیم و گزارش جلسات مباحثه مان بیشتر نمره منفی میشد برایمان….
خلاصه این مراسم آموزشی برای من رنجی عمیق و بلای جان بود همیشه.
این حرفهای استاد را که شنیدم گویی داغ دلم تازه شد. آن سنت پژوهشی افتخار حوزه و منشاء فوران اندیشه است و این تکنیک آموزشی اتلاف وقت و عمر طلاب!
نظام آموزشی حوزه به جای اینکه ان سنت پژوهشی را برای جهان امروز صورتبندی کند و روشهای پژوهش را به میدان آن بیندازد و پژوهش را در آن پرورش دهد، آنرا به یک مراسم آموزشی وقت تلف کن تبدیل کرده است!
این همه بی هنری نمیتواند طبیعی باشد.
آیا کسانی ما را به سمت لغو و تهی شدن هل میدهند؟ 
(بعد تجربه های سال 1404 تا الان، و چیزهایی که درباره فعالیتهای صهیونیزم خوانده ام، ناخودآگاه ذهنم مدام تئوریهای توطئه پیش میکشد.)


والله اعلم




free b2evolution skin
16
خرداد

خدایا ممنون که مرا زن نیافریدی!!

یک فرد یهودی در آیین دعای صبحگاهی یهودیان ( שַחֲרִית Shacharit)، یکی از برکت‌ها (براخوت) که در بخش בִּרְכוֹת הַשַּׁחַר (Birkot HaShachar) (برکت‌های سحرگاه) آمده، را میخواند و برای سه نعمت بزرگ از خدا تشکر میکند به این صورت:

בָּרוּךְ אַתָּה יְיָ אֱלֹהֵינוּ מֶלֶךְ הָעוֹלָם, שֶׁלֹּא עָשַׂנִי גּוֹי.
«سپاس تورا، ای پروردگار، خدای ما، پادشاه جهان، که مرا غیریهودی نیافریدی.»
בָּרוּךְ אַתָּה יְיָ אֱלֹהֵינוּ מֶלֶךְ הָעוֹלָם, שֶׁלֹּא עָשַׂנִי עָבֶד.
« سپاس تورا ، ای پروردگار، خدای ما، پادشاه جهان، که مرا برده نیافریدی.»
בָּרוּךְ אַתָּה יְיָ אֱלֹהֵינוּ מֶלֶךְ הָעוֹלָם, שֶׁלֹּא עָשַׂנִי אִשָּׁה.  (نویسه گردانی متن قرمز: shelo asni isha.)
« سپاس تورا ، ای پروردگار، خدای ما، پادشاه جهان، که مرا زن نیافریدی.»

اصلاحطلبهای دینی حدود تقریبا قرن 14 میلادی  (به شکل ویژه خاخام داوید آبودرهام)  که دیدند این فقط به درد مردها میخورد تغییراتی دادند و برای زنان به اصطلاح برکت دیگری را جایگزین آن فقره ضد زن کردند:
…. שֶׁעָשַׂנִי כִּרְצוֹנוֹ  «…. که مرا مطابق با اراده خود آفرید»

آبودرهام در تلمود می‌گوید:
«زنان نباید بگویند «שֶׁלֹּא עָשַׂנִי אִשָּׁה شلو عسنی ایشا» زیرا آنها زن هستند. به جای آن، بگویند: בָּרוּךְ שֶׁעָשַׂנִי כִּרְצוֹנוֹ barukh she’asni kirtzono» (متبارک باد آن که مرا مطابق اراده خود آفرید).

خلاصه آقایون یهودی هر روز صبح خدا رو شکر میکنند که زن آفریده نشدند و زنان هم شکر نمیکنند که زن آفریده شدند یا نمیگن ممنون که مرد آفریده نشدم. بلکه یک جور رضایم به رضای خودت اعلام میکنند! و در نهایت بار منفی برای «زن بودن» همچنان در بیرکوت هاشاخار مشهود است. البته برخی حاخامها این را مربوط به سختی زندگی زنان دانسته اند نه بدی یا چیز منفی دیگری که با توجه به قرار داده شدن زن در کنار غیریهودی و برده به نظر میرسه دفاع قابل قبولی نخواهد بود.

والله اعلم

(عبارات مهم را نویسه گردانی میکنم که تلفظشون راحتتر بشود.)


free b2evolution skin
12
خرداد

أنا الذي سمتني أمي حيدرة.....

أَنا الَّذي سَمَتني أُمي حَيدَرَه
ضِرغامُ آجامٍ وَلَيثُ قَسوَرَه
عَبلُ الذِراعَينِ شَديدُ القِصَرَه
كَلَيثِ غاباتٍ كَريهِ المَنظَرَه
عَلى الأَعادي مِثلَ رِيحٍ صَرصَرَه
أَكيلُكُم بِالسَيفِ كَيلَ السَندَرَه
أَضرِبُكُم ضَرباً يَبينُ الفَقَرَه
وَأَترُكُ القِرنَ بِقاعِ جُزُرِهِ
أَضرِبُ بِالسَيفِ رِقابَ الكَفَرَه
ضَربَ غُلامٍ ماجِدٍ حَزوَرَه
مَن يَترُكِ الحَقَّ يَقوِّم صِغَرَه
أَقتُلُ مِنهُم سَبعَةً أَو عَشَرَة
فَكُلَّهُم أَهلُ فُسوقٍ فَجَرَه

اين قصيىده معروف منتسب به امیرالمومنین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب است. خیییییلی حماسی است حتی از لحاظ آوایی، واقعا تن آدم به لرزه درمیاد! …. أكيلكم بالسيف كيل السندرة!!! أضربكم ضربا يبين الفقرة!!! با شمشير كيلت ميكنم چنان ضربه ای بهت میزنم که ستون فقراتت را آشکار کند!!!!

الحمدلله علی ولایته…..


free b2evolution skin
5
خرداد

پنج کتاب میریام!

خواندن کتاب : «Five Books Of Miriam: A Woman’s Commentary on the Torah – Voices of Foremothers and Daughters in Conversation with Jewish Tradition» را به همه کسانی که در مطاعات تطبیقی ادیان ابراهیمی در زمینه زنان کار میکنند پیششنهاد میکنم. متاسفانه ترجمه نشده است.

الن فرانکل در این کتاب تورات و تفاسیر ان را در ارتباط با زنان بررسی کرده است.  میریام، استر، دینا، لیلیت و بسیاری دیگر از زنان تورات را در گفتگو با دختران، مادران و زنان یهودی، گذشته و حال، قرار داده است. 

جنبه‌ های  مختلف زندگی یک زن یهودی ( کار، رابطه جنسی، ازدواج، ارتباط او با خدا و جایگاه او در جامعه یهودی و در جهان)  را به تورات عرضه کرده است، یا شاید برعکس تورات را به زندگی زنان عرضه کرده است.
خواندن کتاب  «پنج کتاب میریام»  به نظرم برای  کسانی که مطالعات تطبیقی ادیانی در زمینه زنان انجام میدهند مفید است. این کتاب سعی کرده است گفتگویی اثربخش بین زنان یهودی و سنت یهودی برقرار کند.
جالب است با آن همه چالشهای سنگین که در متن تورات با مسئله زنان وجود دارد نویسنده توانسته است واقعا گفتگوی مثبتی برقرار کند! کاری که متاسفانه ما با آن همه نقاط مثبت قرآن  مجید و فرصتهای طلایی هنوز انجام نداده ایم!
شاید متنش را در ایران پیدا نکنید.
اگر علاقه  داشتید به من پیام بدهید پی دی افش را برایتان بفرستم.


free b2evolution skin
31
اردیبهشت

ثبت نام دوره معرفی و مطالعه سدر ناشیم סדר נשים (کتاب زنان میشنا)

دوره معرفی و مطالعه مقدماتی سدر ناشیم סדר נשים (کتاب زنان میشنا)  برای طلاب و دانشجویان و اساتید خانم برگزار میشود.
الف) معرفی دوره
سدر ناشیم (סדר נשים) یا کتاب زنان، چهارمین بخش کتاب میشنا (تورات شفاهی) است. احکام زنان در یهودیت عمدتا در این کتاب مطرح شده اند. بر اساس درخواست جمعی از طلاب، دوره معرفی و مطالعه ی متن محور کتاب زنان میشنا را برگزار خواهیم کرد.این دوره در 28 جلسه (4 جلسه برای هر مسخت)  برنامه ریزی شده است. اهم احکام زنان در یهودیت مبتنی بر متن میشنا (تورات شفاهی)  با بررسی اجمالی رامبام (تفسیر ربی موشه بن میمون) مطرح  و تا حد ممکن با فقه استدلالی فریقین بررسی خواهد شد.
ب) شرایط شرکت کنندگان:
1- طلبه یا دانشجو خانم یا فارغ التحصیل سطح 4 یا دکتری رشته های مرتبط (دانشجویان و طلاب سطح 3 و ارشد به شرط تسلط کامل بر عبری)
2- آشنایی با زبان عبری (در حد مقدماتی خوانش)
3- تعهد به اتمام دوره4- پرداخت هزینه (30.000.000 ریال/ طلاب از تخفیف برخوردار خواهند شد)

ج) استاد:
دکتر بتول سادات بنیادی (مدیر گروه مطالعات اسلامی جنسیت، پژوهشکده مطالعات زن و خانواده  دانشگاه ادیان و مذاهب)با همراهی اساتید دیگر در برخی از جلسات

د) شرایط برگزاری:
_ جلسات به صورت هفتگی،  آنلاین و غیرحضوری خواهد بود.
_ برگزاری دوره منوط به رسیدن به حد نصاب است.

جهت ثبت نام، به آی دی زیر در ایتا پیام دهید.
@dr_bsbonyadi
ومن الله التوفیق


free b2evolution skin
31
اردیبهشت

فلسفه زدایی!

یکی از مشکلات بسیار مهم رشته «مطالعات اسلامی زن و خانواده» که  در حوزه علمیه در جریان است؛ (علاوه بر انچه قبلا نوشته ام؛) جریان فلسفه زدایی در آن است. البته این امر به علت وادادگی این رشته به حوزه مطالعات اجتماعی است که در سطح جهانی هم به تکنسین گرایی متهم است.  به شکل کاملا محسوسی مباحث در سطح تکنیکال مطرح میشوند و از طرح مباحث فلسفی بنیادین مرتبط در این حوزه پرهیز شده است. 
چنانکه قبلا نوشته بودم، رشته مطالعات زنان به عنوان یکی از رشته های زیر مجموعه علوم اجتماعی به مطالعه واقعیت خارجی زنان جوامع میپردازد و در جای خود رشته بسیار علمی و مفیدی است. اما وقتی عنوان «مطالعات اسلامی» به ان اضافه میکنیم ماجرا چیزی بسیار پیچیده میشود. اینکه مواد درسی رشته مطالعات زنان علوم اجتماعی را با یک سری مباحث سنتی اسلامی مخلوط کنیم!! خلق یک حوزه دانشی نمیشود!…. فاجعه ای که متاسفانه الان در حوزه علمیه اتفاق افتاده است!
…. بگذریم … فعلا کانونهای قدرت در حوزه علمیه متاثر از جریان ستیزِ کور با فمینیسم است، جریانی که متاسفانه با اپوخه علوم اسلامی به تلاشهای فردی برای پاسخگویی بسنده کرده است و فاجعه ای معرفتی را در شرف رقم زدن است، که نه تنها پاسخی به فمینیسم نداده است که حتی از فهم اسلام در زمینه زنان و جنسیت هم وامانده است. با کمی سختگیری میتوان گفت فقط به نوعی توان تصدی گری در عرصه مدیریت مسایل زنان در حاکمیت دست یافته است. 
بگذریم…. یکی از اتفاقات نامیمون در این سامانه به نظرم «فلسفه زدایی» است. هرچند در موسسه کانونی این جریان عنوان «مطالعات نظری» را داریم اما همانطور که عرض کردم میتوان آن را به تلاشهای فردی برای پاسخگویی خلاصه کرد و ابدا به معنای حضور فلسفه در این جریان نیست.
بیش از یک سال است که با دانش اموخته ها و طلاب این رشته دم خور هستم و مباحث درسی شان را بررسی میکنم و هر روز به عمق فاجعه ای که در حال رخ دادن است بیشتر پی میبرم.
از خداوند صبر و حلم و علم و تقوی میخواهم برای خودم و همه عزیزانی که در راه تقویت و استواری ایمان زن مسلمان میکوشند!

الله اعلم


free b2evolution skin
23
اردیبهشت

کهن الگوهای جنسیتی در قرآن مجید

کتاب «جنسیت و نقش پردازی های جنسی در قرآن» اثر خانم دکتر محققیان تقریبا تنها اثر فارسی ای است که از کهن الگوهای جنسیتی در قرآن سخن گفته است. 
طرح مقوله کهن الگوها (قالبهای ناخودآگاه جمعی) و متناظر ادبی آن اسطوره ها در ارتباط با قران مجید بسیار مفید است. اما نحوه پردازش اثر مذکور به نظرم دچار مشکلات و ضعفهایی است. بخصوص عدم تجرید اسطوره از کهن الگو و تبیین سازوکار شناسایی آنها در یک متن، ابهامات روش شناختی جدی برای کتاب فراهم اورده است.
مهمترین نقدی که بنده به این اثر دارم، ضعف بسیار جدی در تحلیلهای زبانشناختی و عدم توجه به ابعاد استعاری مورد نیاز کهن الگوها است. تقریبا ابعاد زباننشاختی کهن الگوها در این اثر مورد غفلت کامل است. به راحتی وجود عناصر واژگانی و گاه چیدمان نحوی واژگان، نویسنده را متقاعد به راه یافتگی کهن الگوهای جنسی متعددی کرده است.
حتی گاه خلاف ساخت زبانی، وجود یک کهن الگو ادعا شده است. مثلا کهن الگوی ازدواج آسمان و زمین (که هر دو در زبان عربی مونث هستند) در این اثر به قرآن نسبت داده شده است که به نظر میرسد نه تنها ابزارهای زبانی کهن الگو و استعاره های مفهومی لازم  در متن حاضر نیست که ویژگیهای زبانی در تعارض با ویژگیهای ان کهن الگوست.
نحوه مواجهه یک متن با کهن الگوها که قالبهای روان جمعی جوامع هستند خود از موضوعات پیچیده و نوپدیدی است که واقعا نیازمند کشف روابط و الگوهاست. اثر پیشگفته پر از ادعاهای نکاویده  در این عرصه است. بخصوص نویسنده از ابعاد زبانشناختی جنسیت در زبان عربی به کلی غفلت کرده و فارغ از ساخت جنسیتمند این زبان به تحلیل محتواهایی حدسی گمانی پرداخته است.
شاید پیش تر به شکل تفصیلی به نقد آرای مطرح شده در این کتاب پرداختم.
به طور کلی من به نظرم میرسد که قران از کهن الگوهای بسیاری محتوازدایی کرده است و نسبت دادن بازنمایی منفعلانه کهن الگوهای جنسی به قرآن هرچند با اهداف توحیدی و ایدئولوژیک، واقعا پیش فرض ها و سهل انگاری های جدی میطلبد. متنی که در قداست زدایی از همه چیز و تحدید امر قدسی به خداوند چیزی کم نگذاشته است به راحتی با کهن الگوهای روان بشر پیش از آن کنار نیامده است!
به نظرم قران در این حوزه به شکل واضحی انقلابی عمل کرده است.



والله اعلم 


free b2evolution skin
5
اردیبهشت

وقتی «دین» با «فرهنگ» خلط میشود!

یکی از مشکلات امروز جامعه  دینی، گرفتاری در  نوعی انسداد در فهم حدیث است.
این واقعیت بخصوص در مطالعه مسایل زنان خودش را به خوبی نشان میدهد. کار به جایی رسیده است که حتی دلسوزان و علاقمندان دین و آموزه های دین، در مسایل زنان ترجیح میدهند سروکارشان به حدیث نیفتد! 
به نظر من، مشکلی بنیادین وجود دارد و آن خلط تاریخی بین دین و فرهنگ است. در سنت علمی جهان اسلام این خلط به شکلی نهادینه وجود دارد و همچنان علما و پژوهشگران اسیر آن هستند.
البته فقر زبانشناختی مطالعات اسلامی هم خودش از زیربنایی هاست اما این خلط هستی شناختی خیلی خیلی سهمگین است. 
وقتی به کتب مذهبی در مورد مسایل زنان سر میزنید، به شکل محسوسی احساس میکنید از واقعیت حیات زنان امروز فاصله ای از زمین تا ثریا دارد. بی شک این امر ربطی به اموزه های دین ندارد. اما چه چیزی اینگونه آموزه های دین را  در بند کرده است؟ به نحوی که دستش به مخاطبش نمیرسد؟؟ 
به نظر من پاسخ همین خلط سهمگین بنیادی است که در تارو پود نظریات و اندیشه های دینی ما رخنه دارد.
به نظرم روایتهای ظهور مهدی(عج) از نحوه مواجهه دینداران با ایشان همین خلط عظیم را تصویر کرده اند.
چگونه میتوان این رخنه سهمگین را درنوردید؟
به نظر من ما نیازمند نظریه ها و تئوری های بنیادین در فهم دین با تکیه بر تجرید امر الهی از امر بشری هستیم تا بتوانیم دین را در تعامل با پدیده پر عارضه «تغییر»  بفهمیم و اندیشه و رفتار دینی را در این عرصه پیچیده ساماندهی کنیم.


free b2evolution skin
17
فروردین

بعثت مردم!

گاهی اوقات ابژه شناسایی آنقدر بزرگ و هیبتمند است که فاعل شناسا مبهوت میشود و عقل به خلسه میرود و شاید به کلی از میدان بدر میرود تا شناسای بینوا فقط بچشد!
اتفاقی که این روزها افتاده است از این  دست ابژه های دهشتناک است. الان بیش از سی روز است مردمی که «مردمیت» وجه اصلی شان است، مکان را به لامکان تبدیل میکنند. هر شب از ساعت 8، یکی یکی و اتوامتیک به وعده گاه میآیند، به محل قرار!… قراری که با رهبر خود گذاشته اند. با سید مجتبی!… هیچ کس هیچ کس را نمیشناسد، اما همه با عشق به یکدیگر ذل میزنند و فریاد میزنند و گاهی با بغض و اشک همراه میشود فریادهایشان!
این اتفاقی نیست که تا کنون افتاده باشد، لااقل حافظه ی تاریخ به یاد ندارد چنین واقعه ای را…و شگفت انگیزتر اینکه زمان هم حریفش نمیشود.
دانش نشانه شناسی را هم میتوان در این میدان آزمود و نظریاتش را به سنگ محک گذاشت و دوباره کاوید ذهن انسان و رقص نشانه ها در میدان اراده انسان را…
به همه نظریه پردازان علوم انسانی پیشنهاد میکنم قلم و کاغذ بردارند و بیایند یک گوشه میدان این شب ها بنشینند و آنچه خوانده اند را دوباره مرور کنند… رساله ها و نظریه ها تولید خواهد شد در ذهن خلاق پژوهشمدار!
اما چیزی که مو به تن آدم سیخ میکند… سخنرانی های آخر رهبری شهید است… کلیدواژه هایی که شاید وقتی ادایشان میکرد کسی فکر نمیکرد دارد از چه واقعه عظیمی سخن میگوید. فرمود « خداوند مردم را مبعوث خواهد کرد! »… این کلام پیامبرگونه را چطور میتوان تحلیل کرد؟ 
و چگونه میتوان هنوز هم شک داشت و صف حق را از باطل بازنشناخت؟؟

حس میکنم پس از این یکی دوماه اگر کسی بر باطل باقی بماند در عرصه سیاسی ایران، خسرالدنیا و الآخره خواهد بود زیرا حجت بر همه تمام شده است و اگر اختلالات نفسانی و عقلانی جدی در کسی نباشد به وضوح  میبیند و میشناسد سیمای منور حق را!
به روزهای پیروزی شکوهمند مجتبی سلام کنید زیرا نمیگذاریم از بی یاوری و بی سربازی مجبور به صلح شود… زیرا ما مردم مبعوث شده ایم!


free b2evolution skin