دنیای پر از «دیگری»؟
اوضاع اجتماعی عجیبی شده است. پوشش نشانگان هویتی بسیار حساسی شده است که زنان ما را دارد دسته بندی و هویت دهی میکند. البته همیشه در تاریخ پوشش چنین نقشی داشته است اما امروزِ ایران به نظرم به شکلی هیستیریک درگیر پوشش و این بعد «خط کشی کننده» آن شده است.
الان یک ماهی شده است که هر روز از خانه که بیرون می آیی، با یک «دیگری» جدید مواجه میشوی! یک دیگری جدید که تکه ای دیگر از لباس معمول این جامعه را از خود کنده است!
نمیدانم دقیقا داریم به کجا میرویم. اما نحوه تعامل جمهوری اسلامی با عرف و مسایل فرهنگی اجتماعی، بخصوص مقوله پوشش همیشه پر چالش و پر مسئله بوده است. امروز پس از آنکه در بهبوهه جنگ، «دیگری» شمرده های پیشین در کنار انقلاب و جمهوری اسلامی ایستادند شاید بیشتر از هر زمان دیگری اشتباهات گذشته به روی ما طلبه ها آورده شده است.
آیا ما هویت زن مسلمان را در پوشش فروکاستیم؟ حق اختیار و انتخاب او را ندیدیم؟ آیا در طراحی هویت زن مسلمان خطا کردیم؟ چه خطاهایی؟ اصلا طراحی کردیم یا همینطور بی برنامه تاختیم؟
حتی بگذارید کمی عقبتر برگردم …. حجاب دقیقا در سامانه هویت زن مسلمان کجا قرار دارد؟ آیا جزء و حتی رکن هویت است یا نشانه هویت؟
رابطه مفهوم فقهی حجاب با مقوله عرفی پوشش چیست؟
رابطه ارزش اخلاقی-فقهی عفت و حیا با آن دو (حجاب فقهی/ پوشش عرفی) چیست؟
و همه اینها را پرسیدم که بدانم دختر امروزی عاشق امام حسین و انقلاب و رهبر و نظام که نه چادر میپوشد و نه روسری و نه حتی مانتو (بی هیچ نمایش و آرایش و عریانی!) کجای هندسه دین ایستاده است؟ آیا او «دیگری» است؟ اگر هست… با این دنیای پر از «دیگری» چه باید کنیم؟
و الله اعلم و علیه فلنتوکل!

